طبرستان، تبرستان، تپورستان، تپوریه یا تپوران بخشی از سرزمینهای میان کوههای البرز و دریای مازندران اطلاق میشدهاست و از لحاظ جغرافیایی شامل استان مازندران و بخشهایی از استانهای گلستان، شرق و شمال تهران، شمال سمنان و البرز میشدهاست. از قرن دهم نام مازندران بر این سرزمین گذاشته شد. تا پیش از آن مازندران سرزمینی نیمهاساطیری محسوب میشد که در شاهنامه و دیگر حماسهها و اساطیر ایران نامش رفته بود؛ اما طبرستان همیشه خطهای تاریخی محسوب میشدهاست. تا بیش از یک سده پس از تازش تازیان بازماندگان ساسانیان در طبرستان با عنوان اسپهبدان فرمان میراندند. منسوب به طبرستان را امروزه طبری (یا تبری) میخوانند.
برج گنبد قابوس یا گنبد کاووس بنایی تاریخی از دوران زیاریان است که در شهرستان گنبد کاووس، استان گلستان قرار دارد. قابوس بن وشمگیر، چهارمین امیر زیاری، در سال ۳۹۷ هجری قمری (برابر با سال ۳۷۵ خورشیدی) دستور داد این بنا را بسازند تا پس از مرگش در آنجا دفن گردد. برج قابوس یادگار شهر باستانی جرجان است که در دوران زیاریان از مراکز علمی و هنری منطقه بود ولی پس از حمله مغول نابود شد. برج گنبد قابوس را در چند کیلومتری خارج از شهر جرجان احداث کردند. بعدها، در زمان رضا شاه پهلوی، شهر جدیدی دور این مکان تاریخی شکل گرفت که به نام برج، گنبد کاووس نامیده شد.
برج قابوس یکی از نخستین آثار معماری به شیوه رازی است و در کنار دیگر برجهای آرامگاهی طبرستان، در یک مجموعه از برجهایی قرار میگیرد که در دوره حکومت زیاریان و باوندیان ساخته شدند و دارای ویژگیهای مشابهی هستند. درون برج گنبد قابوس هیچ جسدی دفن نشدهاست؛ با این حال این بنا کاربرد آرامگاهی داشتهاست. برج گنبد بلندترین برج تمامآجری جهان بهشمار میآید و ارتفاع ساختمان آن ۵۲ متر از پای برج است و بر روی تپهای به بلندای ۱۵ متر قرار دارد که بخشی از پایه را درون خود جای دادهاست. برج قابوس به شکل یک استوانهٔ دَهپر طراحی شده و طرحی ساده دارد. تنها تزئین آن دو کتیبهٔ یکسان به زبان عربی و خط کوفی است که به متنی سجعگونه، نام بانی اثر و تاریخ شروع به ساخت بنا را روی آن نوشتهاند.
بیبیخانم استرآبادی یا بیبیفاطمه استرآبادی از نویسندگان و فعالان حقوق زنان در دوران مشروطه است. بیبیخانم فرزند محمدباقرخان استرآبادی (ایشیک آقاسی باشی و بزرگ ایل انزاب) و خدیجه خانم (ملاباجی دربار شاه) بود و در نوکنده به دنیا آمد. مادر بیبیخانم به بهانهٔ زیارت، نوکنده را ترک کرد و به دربار شاه در تهران بازگشت و به کودکان درباری تدریس میکرد. این گونه بیبیخانم که همراه مادرش به این سفر رفته بود، هم از مادرش سواد آموخت و هم توانست محیط حرمسرای شاه و دنیای بیرون را توأمان تجربه کند. او علیرغم مخالفت خانواده، با یک نظامی اهل قفقاز به نام موسیخان وزیری ازدواج کرد و از این پیوند صاحب هفت فرزند شد.
بیبیخانم در روزنامههای حبل المتین، تمدن و نشریه مجلس مقاله مینوشت. بیشتر مقالات او در دفاع از آموزش دختران است. بیبیخانم همچنین اولین دبستان دخترانه ایران را به نام «مدرسه دوشیزگان» بنیان گذاشت و در این راه با مشکلات و موانع مواجه گردید. گروههای مذهبی علیه او فتوا صادر کرده، به توهین و فحاشی پرداخته و خانهاش را به آتش کشیدند. گرچه این مدرسه در اثر فشارهای علما مدتی تعطیل شد ولی مجدداً با رعایت محدودیتهایی، بازگشایی شد.
اثر مهم بیبیخانم استرآبادی کتابی به نام معایب الرجال است که آن را در پاسخ به رسالهٔ تأدیب النسوان نوشت و از دیدگاه مردسالارانه نویسندهٔ ناشناس رسالهٔ مذکور انتقاد نمود. این کتاب دیدگاههای اسلامی و غربی دربارهٔ زنان را در هم آمیخته و با لحنی گاه طنز و گاه با آوردن آیات و احادیث، یکی از نخستین بیانیههای فمینیستی در ایران را ثبت کرد.
میدان ساعت ساری نماد شهر ساری است. این میدان در قلب شهر قرار دارد و دارای برجی با ساعت عقربهای بزرگ و مجهز به صدای زنگ ناقوس است که در هنگام تغییر ساعات به تعداد رقم ساعت آن لحظه به صدا در می آمد و در سکوت شبهای ساری صدای ساعت ۱۲ شب به دلیل تعداد بالای دفعات آن و نیز سکوت شب تا دورترین خیابانهای ساری شنیده میشود. در سال ۱۳۵۵ ساخت میدان این برج آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۵۷ پایان یافت.
مراد محمدی (زاده ۲۰ فروردین ۱۳۵۹، روستای آبکسر، ساری) کشتیگیر ساروی در وزن ۶۰ کیلوگرم کشتی آزاد و کاپیتان سابق تیم ملی کشتی آزاد ایران است که مدال برنز المپیک، یک مدال طلا و یک مدال برنز مسابقات قهرمانی جهان و یک مدال طلای بازیهای آسیایی از مهمترین افتخارات اوست. او در مهرماه سال ۱۳۸۹ با کشتی خداحافظی کرد. وی هم اکنون مربی تیم کشتی آزاد کشور ترکمنستان است.
نقشه طبرستان و دیلم از اصطخری که در آن آبسکون معین گشته.
آبَسْکون، آبُسْکون یا آبِسْکون جزیره یا بندرگاهی کهن در جنوب شرقی دریای خزر و شمال غربی استرآباد در مصبّ رود گرگان که جغرافیدانان متقدم طول شرقی آن را ۷۹ و ۴۵ و عرض شمالی آن را ۳۷ و ۱۰ یا ۱۵ تعیین کردهاند. اکنون محل دقیق آبسکون شناخته نیست و کسانی آبسکون را در محل روستای خواجه نفس کنونی یا جزایر آشوراده میدانند، ولی حدس بارتولد که آن را در حدود گمش تپه یا گمیشان میداند، با توجه به طول و عرض جغرافیایی این دو منطقه، از اعتبار بیشتری برخوردار است. گذشته از آن، روایات مورخان و جغرافیدانان در اینکه آبسکون بندرگاهی بر کران دریا یا یکی از جزایر کاسپین بودهاست، با یکدیگر اختلاف دارد. به هر حال، برخی آن را جزیره دانستهاند که محمد خوارزمشاه به آنجا گریخته تا از دست مغولان در امان بماند. در سده چهارم هجری آبسکون بندری بزرگ و معتبر بود که افزون بر اهمیت بازرگانی و مرکزیت تجارتی، خط دفاعی در برابر ترکمنها هم به شمار میرفته، و نیز راه ارتباطی شرق خزر به بابالابواب، گیلان، دیلم و بسیاری از سواحل دریای خزر بودهاست.
آش گزنه یا آش ترش از غذاهای سنتی مازندران است. غذای مورد نظر با وجود حبوبات در آن سرشار از پروتئین گیاهی بوده که خوشمزگی آن به خاطر وجود کدو حلوایی و سبزیجات معطر است. آش گزنه در چهارشنبه سوری غذای غالب مازنیهاست. در این آش از چهار گیاه استفاده میشود از شکوفههای آلوچه گرفته تا بچا بچا (گل پامچال وحشی) و گل بنفشه و از همه مهمتر گزنه. علاوه بر چهارشنبه سوری، از قدیم الایام این آش ترش رادر روز سوم مردهها طبخ میکردند و به همه مهمانان علاوه بر طعام آش ترش هم میدادند که این هم نشانهٔ تنفر از غم و ناراحتی بود.
گراز یا خوک وحشی اورآسیا(به طبری: خی، وِراز) نوعی خوک است که نیای بیشتر خوکهای اهلی بهشمار میرود. گرازها به خاطر خطری که برای زمینهای زراعتی ایجاد میکنند، از حیوانات منفور در طبرستان به حساب آمده و در بسیاری از فحشها، اصطلاحات بد و… از نام آنها بهره برده میشود.
لوچو کشتی پهلوانی و سنتی طبرستان میباشد که بیشتر در ۲۸ تیرماه هر سال برای شناسایی پهلوان منطقه، همزمان با آیینی که به جشن مردگان معروف است برگزار میشود.